تبليغاتX
مسیر عشق

كجا بيشتر آرامش داري؟اكثرا به اين جواب ميدن خونه آرامش دارم ،ولي بعضيها از خانه هم گريزانن،در اين فكر بودم خانه انسان كجاست؟در آيات قرآن ميخوندم كه ببينم ويژگيهاي خانه چيه،يه دفعه چشمم به "دار"افتاد،ديدم قرآن در اين موردچه بيان زيبايي دارد ،شما ميتونيد خونه اي پيدا بكنيدكه امن وامان وسلامت وماندگار وخالد وراحت وآرام در درونش زندگي بكنيد؟

آري چنين خونه است ،به او ميگويند دار السلام

لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيهُمْ بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ(الأنعام/127)

براي آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولي و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيکي) که انجام مي‌دادند.

وخداهم به اين خانه دعوت كرده است،وهدايت هم مي كند

وَاللَّهُ يدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(يونس/25)
و خداوند به سراي صلح و سلامت دعوت مي‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مي‌نمايد.

ووقتي هم انسان بخواهد وارد اين خانه بشود با سلام خاصي از انسان استقبال مي كنند

سَلَامٌ عَلَيكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ(الرعد/24)
(و به آنان مي‌گويند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نيکوست سرانجام آن سرا(ي جاويدان)!

اينجاست كه انسان با صداي بلند ميگويد


برچسب‌ها: خانه, خدا, آخرت, دارالخلد, دارالسلام, دارالمتقين, بهشت
ادامه مطلب

داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت توسط جمالی فرد

عجيب است خلقت عالم، خورشيد است نور ميدهد ونوراني ميكند[1]،ووقتي نيست سايه بر ماه مي اندازد وبا او ميگويد به همه بگو هنوز خورشيد هست ،باز منتظر بمانيد صبح نزديك است،وهيچ وقت اين ستاره ها نمي روند،[2]خورشيد گاهي رخ مي گيرد نه خورشيد رخ بگيرد زمين پشت به روي آفتاب مي كند،واين تاريكي ستارگاني را نمايان ميكند،كه نديده بوديم ،نا ديدنيها را در ظلمت شب مي توان ديد،روزي ميشود اين ستارگان مي ريزند، [3]خورشيد ديگر با ماه قهر كرده ونورش را از او ميگيرد وخسوفي ميشود،[4]وبعد از اين قهر خورشيد وماه كه هميشه رو در رويي هم بودند،[5]باهم جمع مي شوند ،[6]ديگر نه خورشيدي است ونه افتابي،[7]يعني هر معشوقي به عشق خود ميرسد،به يار خود مي پيوندد،وقتي به هم پيوستند محو مي شوند،كوهها كه مانع وصول عشقها بود ورسيدن به هم ونديدن بود از بين ميرود تا مانعي براي وصول وديدن نباشد،وبا شرمساري تمام حركت ميكنند،[8]درياها منفجر شده واز بين ميروند،[9]جالب است زمين واسمان وكوه ودريا وماه وخورشيدو....همه به هم ميپوندند زمين صاف وهموار ميشود،[10]تا زمينه براي ورود عاشقان حقيقي باشد ،چون روز روز پيوستن است ،روز روز يكي شدن است،زير خاك خوابيدن ديگر خطاست بايد به هم پيوست ،چه زيبا مي شود وقتي با شوق سر از خاك برداري وآني كه تمام عمر به انتظار وصولش نشسته بودي به او برسي،چقدر زيبا است اين محشر الهي ،اسم اين را چه ميتوان گذاشت؟در عجب بودم كه جهنم براي چيست؟ديدم باز خالص نشده وناخالصيهاي هست وبايد نامحرمان در وادي عشق نمانند،آنها را هم جدا مي كنند،خدايا از تصور اين لحظه جانم پر ميكشد وهر لجظه منتظر وصولم ،نميگويم به بهشتم بفرست ونمي گويم به جهنمم هم نفرست،از اين وادي وصول مرا بي نصيب نگذار،درجهنم هم باشم ووصال محبوبانم را ببينم برايم بهشت است وبه جان ميخرم،

 

گويند كه محشر وآماده شدن در مقابل شما سخت است،ولي اين خيالي بيش نيست ،عمري در پي وصال دويديم وحال همه پرده ها برداشته مي شود وبه وصال ميرسيم،ترس از چه بايد داشت؟موانع وصول را عمري خواستيم برداريم نشد ،وامروز به امر شما همه برداشته ميشود،نظر به هرسو ميكني وصالي هست وآهنگ رسيدن ،اما وقتي به هم رسيدند ديگر ماندگاري هست وزندگي،چون به جاويدان رسيديم

خدايا اين لذت وصول واين انتظار وصول را از ما نگير،ديگر طاقت دوري نمانده است،وعده وصال تا كي؟؟؟؟؟؟/

 

ما هنوز هم به شوق انروزميدويم

 

تصور تو از قيامت ومحشر چيه؟ربط اين وصال به ظهور يار چيه؟



برچسب‌ها: خدا, عدل, نظم, جاذبه, حركت, خورشيد, عشق, وصال, انتظار, محبوب
ادامه مطلب

داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت توسط جمالی فرد

خداوند با انسان چه معامله هاي مي كند تا اين بنده را براي خود خالص كند ،نه اينكه خودش نياز به خالصي اين بنده دارد ،بلكه بنده خودش را دوست دارد ميخواهد خوبي را به اين بيان كند،روايات عجيبي در اين باب مطرح شده است ،مثل اين روايت كه مي فرمايد :يكي هست كه مومن را اذيت بكند

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَى لَوْحٍ لَقَيَّضَ اللَّهُ لَهُ مُنَافِقاً يُؤْذِيه‏1

يا اين روايت كه مطرح ميكند بلا به سوي مومن چطور مي اييد

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ‏ إِنَّ الْبَلَاءَ أَسْرَعُ إِلَى شِيعَتِنَا مِنَ السَّيْلِ إِلَى قَرَارِ الْوَادِي‏1

به نظرتان چرا اينگونه بلا با سرعت بسوي مومن مي ايد؟

1.التمحيص، ص: 30


برچسب‌ها: امتحان, بلاء, خدا, پيامبران

داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت توسط جمالی فرد

بعضي موقع سوالاتي در مدارس وكلاسها پرسيده ميشود،كه ذهن بعضي از انسانها را به خود مشغول كرده است،از جمله سوالها اين است كه خدا چرا با اينكه قدرت داشته است وميتوانست انجام بدهد ،ثروت را در اختيار انبياء نگذاشته است،اكثر انبياءدر سختي معيشت بودند؟

جوابي كه ميشه داد اين است،كه همه انبياءدر فقر وگرفتاري نبودند،بلكه بعضي از آنها به تمام دنيا هم پادشاهي كرده اند،

حالا بعضي ديگر واكثرا چرا داراي فقر وگرفتاري بودنددرحالي كه اگر خدا بخواهد ميتواند تمام گنجهاي زمين را براي انبياءباز كند ووحوش وپرندگان آسمان را در تحت فرمان آنها قرار بدهد ،ويا ميتواند همه دشمنان آنها را از بين ببرد،ودنيا را طوري قرار دهد كه همه چيز به نفع اين انبياءباشد،چرا چنين نشده است؟

بايد گفت  اگر چنين كاري صورت مي گرفت،وانبياءداراي چنين ثروتي بودند ،وچنان قدرتي داشتند كه هيچ كس توانايي مقابله با آنها را نداشت در اين صورت ديگر كسي امتحان نمي شد وپاداش واجر از بين ميرفت،ديگر خبرهاي آسماني و...موردي نداشت،وعده وعيدها تاثيري نداشت،چون با وجود چنين پيمبري همه سر فرود مي اوردند،وهمه با ايمان مي شدند،وخوبان از بدان تشخيص داده نميشد،چون مردم يا به خاطر قدرت وثروت واز روي رغبت ايمان مي اوردند ،ويا از ترس پيامبري كه حاكم است ايمان مي اوردند،در فشارها وسختي هاست كه انسان از امتحان مي تواند سر بلند بيرون بياييد ويا گرفتار شود وسقوط كند،

وخدا انبيا را با اراده قوي فرستاده ،در ظاهر چشمان مردم فقيرو....ولي در باطن با داشتن صفت قناعت ثروتمندترين افراد مي باشند،خدا مي خواهد خالص را انتخاب بكند ،

نظر شما چيه؟


برچسب‌ها: امتحان, بلاء, خدا, پيامبران
ادامه مطلب

داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت توسط جمالی فرد
در عالم بين خيلي چيزها واسطه است،چون واسطه نباشد به هم نميتوانند وصل بشوند،ظلمت ونور چگونه ميتوانند به هم وصل بشوند؟شما از برق فشار قوي ميخواهي استفاده بكني براي لوازم خانگي ميتواني مستقيم استفاده كني بدون هيچ واسطه اي؟پس اين در عالم هست كه بايد واسطه باشد مثال بين روز وشب واسطه است،وقتي ظلمت به نور يا شب به روز مي خواهد برسد ،سحر وفجر واسطه است.

بين رسيدن روز به شب شفق واسطه است،بين گوشت واستخوان غضروف واسطه است،بين پدر وفرزند مادر واسطه است،بين خدا ومخلوق هم حضرات معصومين عليهم السلام واسطه هستند،وبين معصومين وخلق، نيكان واسطه هستند،بين بركات اسمان وزمين هم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف واسطه است وبه همين خاطر در دعاي ندبه ميگوييم  أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْض‏َ والسَّمَاء

واين چنين است كه درد هم از خداست ودرمان هم از اوست،وطبيب وداروهاي طبابت همه واسطه هستند،اگر او خواهد سبب ساز باشد وگرنه دارو وطبيب كجا تواند شفا دهد؟ودر حاجت خواستن هم ما اهل بيت عليهم السلام وكساني كه آبرو دار درگاه الهي هستند را واسطه قرار مي دهيم ،تا حاجت ما بر آورده بشود،وما خودمان هم بايد واسطه در خير باشيم،وشايد از اين جهت هست كه امر به معروف ونهي از منكر واجب است.

واسطه ها در زندگي ما وشما چگونه است؟شما خودت در چه موقعيتي واسطه هستيد؟


برچسب‌ها: واسطه, توسل, خدا

داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت توسط جمالی فرد